تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
غمکده ی تنها عشق وجود دلم - دل نوشته ای نوع شق
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

تماس بامدیریت شایان

کد تماس با ما

شایان موزیک

چت روم

چت روم

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب

اس ام اس های تصادفی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد تنهاعشق وجد

فال حافظ
Admin Logo
themebox

      دستهای خسته ابر تنهایی پنجره را معنا میکند کاش انقدر جاده صدایم نمیکرد از تنهایی پونه دلگیرم از تنهایی باغچه برای دستهایی که بی صدا مرا به سویی راند که ندانستم پرتگاه لحظه های بودن من بود .کاش با من از صداقت گل نمیگفتی که امروز صدها بار به خود نگویم پس شبنم گلبرگهای زندگیم کجاست؟ کاش از باران نمیگفتی تا امروز پنجره های تنهاییم برای دستهای خالی از رویایشان بیتابی نکنند . تمامی لحظات تاقچه خاطراتم ابریست چمدانم کجاست؟ آیا واقعا جای من اینجاست؟ پنجره غوغا میکند ابرهای پر هیایو مرا میخوانند تنهایی بهتر از گره های کال دستهای حسرت است باور میکنم . باور کنید باور میکنم که پنجره بی عشق و بی باران و بی چشمان منتظر مانده است . آیا کسی مرا از پشت پرچین خیالش تنها برای خودم و به نام حقیقیم میخواند؟ آیا کسی بودنم را بی هیچ خواهشی باور میکند کسی میشناسد آنچه در درون من خسته دل میگذرد ؟ نه . دیریست من و باران و پنجره تنها مانده ایم . اگر من تنها مانده ام گله ای نیست تنهایی این عادتیست دیرین سال با رگهای پینه بسته ز بی کسی قلب تنهایم تنهایی باران را نیز دستان پر قساوت ابر پاسخ گوست اما پنجره امروز برای دستان من که تنها مانده اند تنهاست برای نگاه هایی که دیگر در انتظار دستان آشنایت نیستند پنجره برای خود خواهی ابر تنهاست . کاش میشد دوباره کنار دیوار لحظات با تو بودن را صادقانه از بر کرد . کاش چوب خاطراتت انقدر با قساوت دستان خالی از حرمت صداقت عشق را تازیانه نمیزد . کاش میگفتی اینچنین است بودنت من عشق را باور ندارم . تنها ارمغان جاده با تو بودن تنهایی بود و ناباوری باور من .باری من تنها .باران تنها و پنجره نیز هم

هر که بینی ز ره دیده گرفتار دل است

آنکه دل داده و روی تو ندیدست، منم!

 

میخواستم زندگی ام در فاصله دریا و کشتزار بگذرد . میخواستم قبل از آخرین دیدار آنقدر

 

سکوت کنم که آواز تو بر تمام تمبرهای جهان نقش ببندد. میخواستم روح گمشده ام را

کنار تاکستانهای زیبا پیدا کنم . میخواستم...........

دهانم از کلمات ریز و درشت پر است . کلماتی که میخواهند مشتاقانه به سوی تو بیاییند

 

اگر هیچ گلی ندارم که تقدیمت کنم از دانه های شیرین باران گردنبندی درخشان میسازم

 

و به گردنت می اندازم. از رویاهایم دستکشی میبافم تا بادهای سرد انگشتانت را نیازارند.

 

نمیخواستم مثل بوسه ها فراموش شوم . نمیخواستم مثل ابری تیره با شتاب از بالای سرت

 

بگذرم. نمیخواستم برف پاک کن ها نفس های گرمم را از روی شیشه ها محو کنند .

 

نمیخواستم از پشت بام خورشید پایین بیفتم.

 



نوشته شده توسط :shayan
یکشنبه 1390/03/8-02:50 ب.ظ











خون ریخته شده عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس