تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
غمکده ی تنها عشق وجود دلم - جملات زیبا**
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

تماس بامدیریت شایان

کد تماس با ما

شایان موزیک

چت روم

چت روم

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب

اس ام اس های تصادفی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد تنهاعشق وجد

فال حافظ
Admin Logo
themebox

انسان ها ممکن است که با شادی به هم نزدیک شوند ولی با درد در هم فرو می روند .

همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می کنند .

در سفیدی چشمانت تمام رنگها را تجربه کردم ، تا به سیاهی رسیدم.

مغزم بر روی شعله های دلم که برای قلبم می سوخت ، کباب شد.

حیف که گرسنگی شکم با کلمات شیرین برطرف نمی شود .

ننگ است که روشنایی دیدگان در ظلمات اندیشه غرق شود.

 

مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود

انقدر برای غربت تک دانه موی سفیدم غصه خوردم که تمام موهایم سفید شد

بیچاره آن خروسی که با صدای ساعت شماطه دار از خواب برمی خیزد

خوش به حال آن موجود راحتی ،که شیطان برایش درد دل می کند .

سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم .

زن شکسته ترین و خمیده ترین ، ایستاده دنیا است

 

بخاطر افکار فسیل واری که داشت, جشنواره فسیلی راه انداخت.

آنقدر فکرش دست نخورده ماند, که کارتونک بست.

بخاطر افکار عتیقه ای که داشت, مغزش را به موزه سپرد.

مغز کوچکش در فضای جمجمه اش, لق میزند.

 

طفلك ستاره خجالتی چشمكی زد و فرار كرد.

زندگی ریسمانی است كه از آن تا آنجا كه توان داری بالا می‌روی.

وقتی كه خورشید مات و مبهوت به زیبایی ماه می نگرد ، شب میشود.

زمستانها از بینی خورشید قندیل نور آویزان میشود .

عشق و مرگ دو مفهومی هستند كه اولی انسان را به آسمان ها می فرستد و دومی به زیر زمین.

اگر واحد پول شاخه نور بود ، بانكها چه نورانی می شدند.

در میهمانی شبانه‌ام، ماه ساقی، خودكارم پیاله و كاغذم تا خرخره نور می‌نوشد.

 

چراغ راهنما از بس كه چشمك زد، مژه هایش ریخت.

تا دو كلمه حرف حساب زدم، چرتكه لبخند زد!

وقتی بچه را از شیر گرفتند، عاشق بستنی شد.

وقتی بهمن سقوط می كنه، اسفند بالا می ره!

لامپ از ذوق روشن شدن سوخت.

 

اگر درخت نبود، هیچ‌کس نمی‌توانست چوب لای چرخ دیگری بگذارد.

بیدمجنون، بهترین چوبه‌دار برای شکست‌خورده در عشق است

عاشق دلشکسته، همیشه زیر درخت بیدمجنون می‌نشیند.

درودگر عاشق‌پیشه، دنبال درخت بیدمجنون می‌گردد.

بهترین زغال، از درخت روسیاه به‌دست می‌آید.

یک عمر سرپاایستادن، درخت را ازپامی‌اندازد.

هیچ درختی، به درختان دیگر تنه‌نمی‌زند.

درخت، تنها در برابر باد سرخم‌می‌کند.

 

برای اینكه صدای شكستن دلش شنیده نشود با صدای بلند می خندد.

آنقدر تنهایی را دوست داشت كه از سایه خودش هم بیزار بود.

برای اینكه عشقش را از قلبش پاك كند، قلبش را فرمت كرد.

خورشید عشق هم نتوانست قلب یخی او را گرم كند.

 

نگاهم را زنده به گور کردم

آنقدر برایت کوتاه آمدم تا اینکه ناپدید شدم

با دم آهت آخرین شمع امیدم هم خاموش شد

از فرط ناامیدی ،تمام امیدهایم را زیر پا له کردم

مغزم بر روی شعله های دلم که برای قلبم می سوخت ، کباب شد

در رقابت عقربه های ساعت با یکدیگر همیشه بازنده چشم من است

وقتی که خارج از خانه چشمانت را باز می کنی ، عطر نگاهت در آسمان گم می شود

 

ماهیهای آپارتمان‌نشین، در تنگ آب زندگی می‌کنند

ماهی، هیچگاه برای تعطیلات به کنار دریا نمی‌رود.

ماهی تنها جانوری است که به‌راستی دل به‌دریا می‌زند.

عکس جوانیم را روی آینه چسبانده‌ام تا گذر زمان را نبینم.

مترسک رنجیده از کشاورز، با پرنده‌ها دست‌به‌یکی می‌کند

عاشق دلشکسته، تکه‌های دلش را از روی زمین جارو می‌کند..



نوشته شده توسط :shayan
شنبه 1390/02/17-01:54 ب.ظ











خون ریخته شده عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس