تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
غمکده ی تنها عشق وجود دلم - دل نوشته ای از نوع اشک
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

تماس بامدیریت شایان

کد تماس با ما

شایان موزیک

چت روم

چت روم

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب

اس ام اس های تصادفی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد تنهاعشق وجد

فال حافظ
Admin Logo
themebox

از پشت پرده ی نازك اشكهایم،با تو حرفها دارم.....

ای كه تفسیر همه ی آیینه هایی!من از آشنایان عشقم و می دانم كه می توانی

 

مرا به سرزمین سرخ احساس ببری.می خواهم از قلبم بنویسم تا مرا بنوازی.

مهربانم!

تمام تو را با تمام مهربانی ات كه از جنس همیشه است،حس می كنم.

 

 

 

 

 

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی

به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

 

 

 

ساعتها دقیق نیستند بهترین لحظه ها را می بلعند

بعضی لحظه ها را آزاد می گذارند که بچرند و بخورند.

سالهاست که اینجاییم

 

               

                       

 

       

 

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را

 

نه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل

به دست خویش کردم این چنین بی دست و پا خود را

 

چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم

که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را

 

گر این وضع است می ترسم که با چندین وفاداری

شود لازم که پیشت وانمایم بی وفا خود را

 

چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه می داری

نمی بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را

 

ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل

کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را

 

**************

غزلی از وحشی بافقی

 

 

كسی كه با سكوتش

مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد

كسی كه با نگاهش

مرا تا درندشت دریای خون برد

مرا باز گردان

مرا ای به پایان رسانیده

آغاز گردان!

نه شب پره بی راه ?

نه این پاره ابر بی پیدا

هیچكدام نمیدانند.....تا ماه غایب است

راه غایب است

پیدا غایب است

روئیا نیست

روشنایی نیست.

 

. همین روزها خواهم رفت

و از این همه ترانه حتی

یك خط ساده نیز با خود نخواهم برد

 

تو هم عاقل باش هرگز شكستن اینه را

برای هر خشت خوامی نگو!

منهم نمیگویم!

 

من از گوشزد این همه زندگی

 

. فقط یك روزنه مهتاب ساده ام بس بود

تا تمام كلمات خسته را

دوباره از ترس كوچه پر گو

به خانه بیاورم

 

حالا ....هی شب پره بی راه !

پاره ابر بی پید ?!

من هم شبیه شما

دنبال جایی برای فراموشی بی بازگشت گریه میگردم!

كسی. اصلا" بگذارش به امان اسم

كه با كلمات متواری ما

روزی از بغض باد و

هق هق نا شنیده دریا خواهد گذشت.

 

از ادامه داستان این اینه!

اخیرا"باز

همین یكی دوساعت پیش از تولد این ترانه بود

كه یكنفر شبیه تو ....اصلا"

..............



نوشته شده توسط :shayan
شنبه 1390/02/17-01:44 ب.ظ











خون ریخته شده عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس